تبليغاتX
غزل سپید
غزل سپید
رباعی - غزل - سپید - طرح - معرفی شاعران جوان
2005/5/16
تقدیم به ...

 

از سال های بی پدری -  گرچه زنده بود!

 

یکصد هزار خاطره دارم ولی چه سود

 

این سر گه هیچ سایه ی سردی به تن نداشت

 

ای کاش سال شصت خودش سقط کرده بود

 

من سال هاست مرگ کشیدم به دور خویش

 

تنها زنی که چشم مرا سبز می گشود

 

مادر که گفت قرص زیادی  -  ولی نشد!

 

بخت مرا درون رحم کرم خورده بود

 

در خاطرات آبی من پلک می زند

 

 آن زن که رفت ـ گم شدو او سهم من نبود

 

یعنی نبود هم که نه پایان قصه ام

 

را دست های ناپدری بد نوشته بود


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : اسداله سبزی(رها) در ساعت 8 PM