به عشقم
(۱)
می خواستم که شعر بگم با پرنده شد!
پرواز کــــرد توی غـــــزل تا پرنده شد!!!
رنگــــش پرید روی ورق - بـــعد آسمان
کم کم کبـــــــود شدغزلم یا پرنده شد؟!
می خواستم به روی دلم آســمان شود
می خواست روی موج - ودریا پرنده شد!
باشـــد بزار تا بــرود لـــــنج مـــی شوم!
من تور می شوم و تو...هر جا پرنده شد!
امشب مســافرم به مسیری که می دود -
شــــاید به هــــم رسیدن و اما پرنده شد
با آســــــمان خاطـــــره پـرواز کردو رفت
شاید نخواست شعر شود ... تا پرنده شد
(۲)
چرکـــین ترین - فجیع ترین زخم زندگی ام
بد بو ترین جنازه ی این دخمه - زندگی ام -
نفرین نکـــرده ام به کـــسی غیر از خودم
این روزهـا اگرچه پر از زخـــــم زندگی ام
در حال و در هـــوای جسد نبض می زنم
تابوت چرک و خون - پرم از اخم زندگی ام
یک جیب قرص و جیب دگر سوزن و چه تلخ -
مـــــــــی گـذرد قـــطار پراز زخــــم زندگی ام
بگزار توی زخم بمیرم ...................
ادامه مطلب
+ ا نوشته شده توسط : اسداله سبزی(رها) در ساعت 6 AM
