2005/8/11
چند رباعی تقدیم به دوست دوران دانشجوییم استاد نی آقای محمد رضا ناظری و همزه فتح الهیدلم برای کوهستان های بلوط زاگرس و شاعران کوهستان تنگ شده . غربت بوشهر خیلی گرم است ولی دوست داشتنی
مضمون کتاب اولیها این شد
در سال جدید کشورم تدوین شد
بابا نه ندارد بدهد نا ن به شما
تکلیف شما همین همین تمرین شد
سارا که انار گنده ای دزدیده
از پشت حصار باغبان می دیده
دارا که به جای خواهرش زندان رفت
در بند انار دزدها خوابیده
صد ارتش عاشق شده ها رامش است
مغرور ترین عاشقان خامش است
ها !بوسه نگیر منفجر خواهد شد
این دختره بمب ساعتی نامش است
افتاد دلم همین که یک دو سه شکست
کشتی تنم به دست یک کوسه شکست
می خواست لبم دوباره بوست بکند
افتاد زمین از دهنم بوسه شکست
در شعر وسخن همیشه بارز هستم
من شاعر شعرهای فایز هستم
از دفتر من همیشه دزدی می کرد
فرزند بزرگ خواجه حافظ هستم
ادامه مطلب
+ ا نوشته شده توسط : اسداله سبزی(رها) در ساعت 9 PM
