این شعر را که در سال ۸۰ سقط کردم به برادرم مهندس نوراله سبزی تقدیم میکنم و این قلعه متعلق به شهر من آبدانان است استان ایلام که متعلق به دوره ساسانیان میباشد

کار از نماز وحشت و دعا گذشته است
آب از سر تمامی پلها گذشته است
تا سالها به صورت دیوار زل زدیم
عمری شبیه خلوت بودا گذشته است
آن عهد نامه ای که نوشتیم خورده شد
از شعب موریانه ی دنیا گذشته است
از روزگار آن ور دنیا خبر رسید
سهراب و قایق از دل دریا گذشته است
ساقی شکسته جام و نشسته کنار شب
حافظ هم از تفاعل فردا گذشته است
رفتی سفر رفیق خوشی بی خیال ما
این سال ها به سختی نیما گذشته است
در آخرین ضمیمه ی تاریخ یخ زدیم
بعداز تو فصل عاشقی از ما گذشته است
ادامه مطلب
+ ا نوشته شده توسط : اسداله سبزی(رها) در ساعت 5 PM